در عمق خاطراتم
دنیای کوچک زینب
دوشنبه 9 اردیبهشت ماه سال 1387
تا صبح قریب...

تقویم انتظار من پراز جمعه های

خط خورده است اما گمان نکن

که از انتظار خسته می شوم.هر

روز هفته به اتنظار جمعه ام

وهر جمعه به انتظار تو.

آری،گمان نکن که از جمعه

خسته می شوم.هر جمعه

که می گذرد روح سبزانتظارم تازه تر

از قبل سبز تر از قبل می شکفد و

من همچنان چشم به راهم

تا بیایی...

**********************************************************************************

تو آن گل بی عیب و نقصی که به آمدنت وعده الهی داده شده ومن می دانم که بانگاه به چشم انداز ظهرت باید آماده

باشم وگام های خودرا در راستای طلوع ظهور، استوار سازم و ناصر ویاور تو باشم.من باصدایی به بلندای تاریخ  و

همراهی او که ذخیره خدا بریاری دین وعزت مومنان و انتقام گیرنده از منکران ومنحرفان است را فریاد میزنم و  خودرا

 در بیکرانه گسترهی معرفت و محبت به ولایت تو احساس میکنم.

افزایش نیکی ها و نابودی زشتی هایم همه در همراهی تو وتنها باتو بودن ریشه دارد.

کمکم کن...


عناوین آخرین یادداشت ها
خوش آمدید
مرداد 1387
ش ی د س چ پ ج
      1 2 3 4
5 6 7 8 9 10 11
12 13 14 15 16 17 18
19 20 21 22 23 24 25
26 27 28 29 30 31  
آرشیو
موضوع بندی
عضویت کاربران بلاگ اسکای
نام کاربری
تعداد بازدیدکنندگان : 17874